گر نبودی عشق معنایی نداشت
سوختن تصنیف زیبایی نداشت
گر نبودی عشق بی توصیف بود
این چنین مفهوم شیوایی نداشت
گر نبودی باز هم بود این فراق
لیک کس امید فردایی نداشت
گر نبودی باده هم بر باد بود
می بجز در نی دگر جایی نداشت
گر نبودی عندلیبی هم نبود
سوز غم گلبانگ گویایی نداشت
گر نبودی شام ما بی نور بود
خود سحر هم دست بیضایی نداشت.
(شعر از رضا سقط کار)
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
نقل است که روزی معروف را مسافری رسید و در خانقاه قبله نمیدانست
روی به طرفی دگر کرد و نماز گذارد بعد از آن چون او را معلوم گشت از آن خجل شد.
گفت آخر چرا من را خبر نکردی؟
شیخ گفت: ما درویشیم و درویش را با تصرف چه کار و آن مسافر را مراعات بی حد کرد.
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست...
از رهنمود های مولانا دکتر جواد نوربخش
ای درویش!
تصوف شناخت حقیقت است با برخورداری از کشش عشق الهی، کوشش برای ایجاد وحدت، توجه ظاهر و باطن در سایه ی تربیت پیر طریقت که ثمره اش یکسو نگریستن و یکسان دیدن است.