RSS
نقل است که روزی معروف را مسافری رسید و در خانقاه قبله نمیدانست
روی به طرفی دگر کرد و نماز گذارد بعد از آن چون او را معلوم گشت از آن خجل شد.
گفت آخر چرا من را خبر نکردی؟
شیخ گفت: ما درویشیم و درویش را با تصرف چه کار و آن مسافر را مراعات بی حد کرد.