می دانم که جسارتم را نادیده می گیرد . پس با خیال راحت این ترانه را با زبان دل نوشتم
لطف خدا بیشتر از جرم ماست...
هر کی بشناسه تو رو من یکی گیج و حیرونم
هر چی نشناسمت اما از بزرگیت می دونم
می دونم خاطر خواهات سر به فلک کشیده ان
تاوون عاشقی رو به جونشون خریده ان
منم این جام ! یه دیوونه یه غریبه یه اسیر
یه بارم به من بگو، جونِ خودت بگو بمیر
دوس دارم دیوونه بازی هامو باور بکنی
شده حتی یه نفس با دیوونت سر بکنی
می دونم زشته بخوام اسم تو رو صدا کنم
بی صدا باید بیام تا خودمو فدا کنم
هی نگی دیر اومدی، یادت میاد گفته بودی:
دیر و زودی نداره چون اومدی خوش اومدی
می دونم نمی تونم تابِ نگاتو بیارم
هر چی جرأت کنم آخر تو چشات کم میارم
من کیم؟: کمتر از اون خاکی که اون جا پاشیدی
لااقل خاک اگه بودم پاتو روم می کشیدی
بذار این ثانیه ها تا ابد این جوری باشن
واسه ناز خریدنت واژه ها منصوری باشن
یه اناالحق چیزی نیست شرابُ رو کن واسه مون
می دونم بد مستی ننگه اینُ گفتی برامون
به خدا کم می خورم هر چی که ریختی بسمه
سر ساقی به سلامت لبُ محکم بستمه
یه نظر بذار فقط سیر دلم نگات کنم
چیز خاصی نمی خوام فقط بگو صدات کنم
آخه سر دادنِ بی صدا صفایی نداره
بالای دار ساکته، شور و نوایی نداره
لب بزن تا لبمُ وا کنم و رها بشم
تو خودم داد بزنم فریاد بی صدا بشم
هی نگو بت نپرستید بتی که شما باشید
یک هزارم نمیشه به جز خود خدا باشید
تازه این اولشه عشقته بهم مزه داده
بی قراریت چه قشنگه، دلمُ لرزه داده
بی قرارت می مونم، یادت نره نظر کنی
دلم اون جا نمونه، خودت بخوای سفر کنی
سفرت خیر باشه اما بذار تا منم بیام
قول می دم حرف نزنم، ببین! یواش یواش میام
می دونم رام نمیدن، پشت همون در می شینم
شبا از بالای سر دونه ی بارون می چینم
وقت بارون شیشه ها دم می کنن، مه می گیرن
روی شیشه ی اتاقت گرد و خاکا میمیرن
بعد بارون دل من پشت شیشه سبز میشه
می دونم، آبم میدی، عشق می فرستی تو ریشه
لبامو نگاه بکن! تشنه ی نوشیدنتم
با یه قطره سیر می شم، نشئه ی بوئیدنتم
حالا ناز کن، میدونی نازت خریدار داره
سر سودایی من عزم سر دار داره
آخ چه حالی میده اون روزی که ثابت میشه من
با سرودن ترانه می سپردم سر و تن
پیش تو حرف بزنم؟ تو که نگامُ می خونی
کِی جسارت می کنم، حد حیامُ می دونی
تو دعا کن بتونم یک کلمه بهت بگم
مرسی از عشقی که تزریق می کنی توی رگم